« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد سید‌محمدجواد علوی‌بروجردی

1403/09/05

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه بیانات استاد در مسأله16/وصیت به حج /كتاب الحج

 

موضوع: كتاب الحج/وصیت به حج /ادامه بیانات استاد در مسأله16

 

فرع ثالث از مسأله مذکور(16):

ان النیابة فی الطواف عن الحی هل یختص بمن کان غائبا... ».

در این فرع روایات مقیدی وجود دارند که مطلقاتی که در فرع ثانی ذکر کردیم را مقید می‌کند و ان روایات عبارت است:

روایت اول:

رواه الکینی عن علی بن ابراهیم عن ابیه(ابراهیم بن هاشم) عن حماد بن عیسی عن ابراهیم بن عمر الیمانی عن اسماعیل بن عبدالخالق قال:

کنت الی جنب ابیعبدالله (علیه السلام) و عنده ابنه عبدالله او ابنه الذی یلیه، فقال له رجل: اصلحک الله یطوف الرجل عن الرجل و هو مقیم بمکة لیس به علة؟ فقال: لا، لو کان ذلک یجوز لامرت ابنی فلاناً فطاف عنی سمّی الاصغر و هما یسمعان.[1]

بحث سندی:

فرواه الکلینی عن علی بن ابراهیم عن ابیه، و لا کلام فی اعتبارهما و جلالة قدرهما و هما من الطبقة الثامنة و السابعة.

و هو رواه عن حماد بن عیسی

و هو حماد بن عیسی ابومحمد الجهنی، وثقه الشیخ فی کتابیه، و قال النجاشی: تقة فی حدیثه صدوق، و وثقه العلامة و ابن داود و هو من الطبقة السادسة و هو رواه عن ابراهیم بن عمر الیمانی.

و هو ابراهیم بن عمر الصنعانی الیمانی وثقه النجاشی. و افاد العلامة الارجح قبول روایته ناظراً الی تضعیف النجاشی له. و هو من الطبقة الخامسة و هو رواه عن اسماعیل بن عبدالخالق

و هو اسماعیل بن عبدالخالق بن عبد ربة بن میمونة بن عبدربه. قال النجاشی: هو و ابوه و عمومته شهاب و عبدالرحیم و وهب کلهم ثقات. و کذا العلامة و هو من الطبقة الخامسة.

بنابراین این روایت صحیح می‌باشد.

روایت دیگر:

رواه الشیخ (قدس سره) باسناده عن سعد بن عبدالله عن احمد بن محمد بن عیسی عن الحسین بن سعید عن حماد عن حریز بن عبدالله عن ابی عبدالله (علیه السلام):

قال: المریض المغلوب و المغمی علیه یری عنه و یطاف عنه و رواه الصدوق باسناده عن حریز بن عبدالله انه روی عن ابی عبدالله (علیه السلام) رخصة فی ان یطاف عن المریض و عن المقمی علیه و یرمی عنه.[2]

اشکال: بسبب تعبیر«الرمی-یرمی عنه-» در این روایت در این صورت آن طوافی که موضوع جواز نیابت می‌باشد فقط نیابت در حج می‌باشد نه اینکه بصورت مطلق باشد.

جواب: خصوصیتی در نیابت طواف در حج یا غیر حج وجود ندارد و اگر بتوانیم الغاء خصوصیت(از حج به غیر حج) بکنیم این تنقیح مناط صحیح می‌باشد اما اگر نتوانیم الغاء خصوصیت بکنیم(مثلاً این فرد مورد اشاره در روایت این اعمالی که برای رفتن به حج و برخی از اعمالی را انجام داده است این افعال بیهوده نباشد و اعمال او بتمامه انجام شود) در این صورت الغاء خصوصیت امکان ندارد؛ چون تنقیح مناط و الغاء در صورتی است که ما خصوصیتی در آن مورد نیافتیم و الا تنقیح مناط امکان ندارد.

بحث سندی:

فرواه الشیخ باسناده عن سعد بن عبدالله.

و اسناده الیه صحیح فی المشیخة و هو سعد بن عبدالله بن ابی خلف القمی الاشعری وثقه الشیخ فی الفهرست و العلامة و ابن شهر آشوب و هو من الطبقة الثامنة.

و هو رواه عن احمد بن محمد بن عیسی.

و هو احمد بن محمد بن عیسی بن عبدالله بن سعد الاشعری، وثقه الشیخ فی رجاله و العلامة فی الخلاصة. و هو من الطبقة السابعة.

و هو رواه عن الحسین بن سعید[3] .

و هو الحسین بن سعید بن حماد بن مهران الاهوازی، وثقه الشیخ فی الفهرست و العلامة و ابن شهرآشوب، و قال فیه النجاشی: کتبه و اخیه معمول علیها و هو من اصحاب الرضا (علیه السلام) و هو من الطبقة السادسة.

و هو رواه عن حماد

و هو حماد بن عثمان الناب الرواسی، وثقه الشیخ فی الفهرست و قال: ثقة جلیل القدر و کذا العلامة و ابن شهرآشوب و هو من اصحاب اجماع الکشی و من الطبقة الخامسة.

و هو رواه عن حریز بن عبدالله السجستانی. وثقه الشیخ فی الفهرست و العلامة وثقه المجلسی و هو من الطبقة الخامسه ایضاً.

روایت دیگر:

رواه الشیخ باسناده عن سعد بن عبدالله عن (احمدبن محمدبن عیسی) جعفر عن الحسین(بن سعید الاهوازی)

عن محمد بن ابی عمیر عن عبدالرحمان بن الحجاج، عن معاویة بن عمار عن ابیعبدالله (علیه السلام) انه قال: المبطون و الکبیر یطاف عنهما و یرمی عنهما.

و رواه الکلینی عن علی بن ابراهیم عن ابیه عن ابن ابی عمیر عن معاویة بن عمار الا انه زاد: و یرمی عنهما الجمار.

و رواه الصدوق باسناده عن معاویة بن عمار، و زاد: وقال: فی الصبیان یطاف بهم و یرمی عنهم.

نمی‌توانیم اطلاق را از این روایت استفاده بکنیم و نزدیک به حج می‌باشد.

این روایت بطریق ثلاث صحیحه می‌باشد.

روایت دیگر:

رواه الشیخ باسناده عن سعد بن عبدالله عن محمد بن الحسین بن ابی الخطاب عن احمد بن محمد بن ابی نصر، عن حبیب الخثعمی عن ابیبعدالله (علیه السلام) قال: امر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ان یطاف عن المبطون و الکسیر (الکبیر).

بحث سندی:

رواه الشیخ باسناده عن موسی ابن القاسم عن صفوان بن یحیی عن معاویة بن عمار عن ابیعبدالله (علیه السلام)قال (علیه السلام):الکبیر یحمل فیطاف به، و المبطون یرمی و یطاف عنه و یصلی عنه.

این روایت هم صحیح می‌باشد.

مستفاد از این روایات این است که نیابت خلاف اصل می‌باشد اما در طواف نیابت را اثبات می‌کند و اینکه نیابت خاص به موردی و طواف باشد نیاز به دلیل دارد و عناوینی که در روایات بکار رفته است بعنوان مثال بکار رفته است و موضوعیتی ندارد و معذور کسی است که خودش نمی‌تواند طواف را انجام بدهد و فرد باید آن شرائط موجود در طواف(طهارت و نیت و ...) را خودش انجام بدهد و از جهت ارتفاع هم مشکلی وجود ندارد.

 


[1] . الوسائل الباب51 من ابواب الطواف الحدیث 1.
[2] . الوسائل الباب49 من ابواب الطواف الحدیث 1.
[3] .مرحوم نجاشی نسبت به حسین بن سعید توثیقی ندارد. ایشان از اجلاء می‌باشند و هم ردیف یونس بن عبدالرحمان و محمد بن ابی عمیر می‌باشند و اشکالی در سند روایات زمانی که این افراد در طریق سند روایات واقع می‌شوند سند آن روایات صحیح می‌باشد؛ چون این افراد از اصحاب امام رضا(ع) بودند و امام رضا(ع) در شرایطی واقع شدند که روایات امام محمد باقر و امام صادق(علیهما السلام) را تنقیح می‌فرمودند و طریق تنقیح را به این اصحاب تعلیم می‌دادند و به همین علت این افراد علاوه بر اینکه از افراد ثقه هستند خودشان هم اهل نظر و تنقیح در سند هم می‌باشند. مرحوم شیخ(ره) در توثیق عامش -در عده- بزنطی و ابن ابی عمیر یا صفوان را نام برده‌اند اما یونس بن عبدالرحمان یا حسین بن سعید کم از آن افراد نیستند.
logo